کد خبر : 2281
تاریخ انتشار : یکشنبه 22 دسامبر 2019 - 4:53

انتقادی انتخاباتی؛

جناح راست جناح ماست ! آن یکی و این یکی!/ بس نیست این همه سبک سری سیاسی؟

جناح راست  جناح ماست ! آن یکی و این یکی!/ بس نیست این همه سبک سری سیاسی؟
از ملا پرسیدند عربها به آش سرد چه می گویند، ملا فکر کرد و چیزی به ذهنش نرسید، گفت عربها برای آش سرد کلمه ای ندارند چون نمی گذارند آش سرد شود !

گفتن نگین

مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین این پایگاه خبری است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.

به قلم؛هادی امینی
سالها پیشتر ، روزنامه ده‌نمکی نوشت؛
جناح راست جناح ماست!
در پایان نتیجه گرفته بود که اگر جناح راست جناح ماست نبود وضعمان این نبود!

ما اصولگرایان بویراحمد و دنا گرفتار هشلهفت و هشت‌الهفت شده‌ایم،نه اصولی باقی مانده نه فروعی،یکسره قافیه را باخته ایم،گرفتار قحط الرجالیم، کارهامان مرغ پخته را هم می‌خنداند.

خواننده و داننده می دانند چه می گویم !

شده ایم جناح ماست و دوغ عالیس و آروغ هم می زنیم !
با شلوار ورزشی افه ارزشی داریم ، کفش جفت می کنیم و حرف مفت می‌زنیم !در برابر سوالات نسل جوان برآشفته می‌شویم و بی‌خواب!

مثل آن معلم قدیمی که از او پرسیدند شب که می‌خوابی ریشت را زیر لحاف می‌کنی یا روی لحاف و معلم از آن روز به بعد ، دیگر شبها خواب نداشت ! به قول بزرگ طنازان ریش‌آگاه شده ایم، البته اول به ریش خودمان می خندیم !

این روزها هر که را انتخاب می‌کنیم احساسمان شبیه کسی است که کفشهای خود را لنگه به لنگه و تا به تا پوشیده است. زی زی گلو آسی پاسی درا کوتا تا به تا !

آن سیاه بخت ساده دل اگر نخواست ،
فر-خیانت شود دست به دامن کمی درخشان تر از او می‌شویم. یکی بود دیگری هم هست،شرط‌بندی روی دمب رخش کسی که سالها پیش بیستون ریاستش بی ستون شد و شد فرهاد کوه کن، اوج نبوغ ما اصولیون بی‌اصل و با نسب است !

غافل از اینکه این یکی از آن امتحان‌هایی است که مجانی نیست،امتحانش مجانی است ! گیج شدید عزیزان من؟! استاندار اعتدالگرای اصلاحات جیغ بنفش زد اما رختکنده کاندید اصلاح‌طلب اصولگرای ما جیغ ماوراء‌بنفش زد، تازه آن وقت هنوز پرستو هم نبود، فرق ما با بنفش‌ها و تخت‌خواب های بنفش و رختخوابهای بنفش چیست پس؟!

ترقه‌بازی این یکی را جدی می‌گیریم و رای اکنون ۶۰ هزارنفری آن یکی دیگر را قومی می خوانیم !
مسخره بازی خطرناکی است . نه؟!
این یکی که گرفتار توهم خود مهم بینی است را مهم می‌پنداریم و آن یکی که در قید مستضعف مهم‌پنداری است را نادیده می گیریم !

گذشته این یکی که حجم حجیمی دارد و کیفور است از عزم عظیم بزرگان جناح ماست! برای پذیرش نامش به عنوان کاندیدای اصولگرایان را فراموش می‌کنیم و سلامت مطلق آن یکی را نمی‌بینیم ! البته یادمان هست که همین گزینه در دست اقدام ، همین سه ماه پیش بود که به پابوس باقر موسوی رفته بود تا نامزد آنان شود و امروز ولایتی شده است ! حالا موسوی ضد ولایت نشد ما اصولگرایان که هستیم !
ما با این یکی به مقصد هم برسیم به مقصود نمی‌رسیم عزیزانم !
گیرم که مثلا انتخابات را هم بردیم. این مقصد. با باخت در مقصود که ارزشهایمان بود چه می کنیم؟!
یک لحظه هوسرانی یک عمر پشیمانی !
ماه عسل بزودی تمام می‌شود و ماه حنظل شروع می‌گردد،چه چیزی را داریم حراج می کنیم؟! چه کسی را می‌خواهیم انتخاب کنیم؟ کسی که شخصیتاً در آفساید است !
بس نیست این همه سبک سری سیاسی؟
در فرهنگ‌لغت اصولگرایی ما چنین گزینه ای تعریفش برای من جوان چیست؟
این شبیه‌الکاندیدا سیم نقاله آسانسور برای صعود و بالابری اصولگرایان نیست، او به دلیل گذشته و مواضعش سیم قتاله آسانسور اصولگرایی است برای سقوط به قعر چاه ویل سیاست !
از ملا پرسیدند عربها به آش سرد چه می گویند، ملا فکر کرد و چیزی به ذهنش نرسید، گفت عربها برای آش سرد کلمه ای ندارند چون نمی گذارند آش سرد شود !
در قطاری عده ای نشسته بودند مردی با ظاهری موقر از کیفش موز در می آورد و یکی یکی بر آنها نمک می پاشید و بعد موزها را از پنجره به بیرون پرت می کرد، دیگری از او پرسید چرا این کار را می‌کنید؟ آن مرد با قیافه ای حق به جانب گفت چون من موز شور دوست ندارم.
بر آن یکی نمک نپاشیم، او موز سیاسی باکیفیتی است، از خر شیطان تکبر و خودخواهی پایین بیاییم میلش بفرماییم و به خود نوش جان بگوییم می چسبد حتما !

یک روز در حضور صمصام المتکلمین تعریف و تمجید زیادی از منبر او شد. صاحبخانه گفت لازم است مجلسی ترتیب بدهیم و از بیانات ایشان استفاده کنیم، عباس فرات گفت شرط فراهم ساختن این مجلس آن است که در موقع وعظ صمصام درب خانه را محکم ببندید، صمصام عصبانی شد و گفت خیر، باید درب باز باشد که باز هم مردم بیایند، فرات گفت نخیر آقا، باید در را محکم بست تا اینها که هستند فرار نکنند !

حالا که در را باز نمی کنیم به روی آن یکی رفیق دیروز و از مذاکره با این یکی می گوییم که سالها پیش ، در مصلای یاسوج از متهم کردن جریان ما به انحصارگرایی به نفع شخصی چون باقرموسوی کنار رفت، لااقل انتخابی نکنیم که همین اندک اصولگرای باقی مانده ، فرار را بر قرار ترجیح دهند !

تا چه خواهد کرد با افسون من
طبع آلاخون و والاخون من
با چنین اوضاع خیط قافیه
باز هم باید بگم یا کافیه؟!

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۱
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

قاید محمد یکشنبه , 22 دسامبر 2019 - 9:57

او ک از او سخن میگویی رتبه سی و دو کنار بود رئیس بسیج دانشگاه صنعتی اصفهان و نماینده حزب جمهوری اسلامی در دانشگاه و بار باز موحد و باهنر‌.او با واسطه گری ریس سفیدان ایل با باقر نشست‌ و ضربه اش را خورد و نظام کمک کرد ک سرپا بایستد‌.میدانست او در وجودش‌ انقلاب را را پذیرفته و تنها کسی که به پا بوسش‌ میرود اینه است و امان نائبشان‌… ….تو آن سیاست زده بی فروغ و بی چراغی است که فقط طائفه را میبیند و یار غارش‌ کدخدایی‌ که که اصول آنها را تاب نیاورد‌ و چهل سال در حبس خانگی و انفرادی بودند‌.سلام بر هدایتخوه‌ درود بر درخشنده