کد خبر : 2323
تاریخ انتشار : یکشنبه 22 دسامبر 2019 - 13:25

جوابیه؛

ردیه ای بر«جوابیه ای بر یادداشت گام های استوار اردوان ایزدپناه برای عبور از طایفه گرایی»

ردیه ای بر«جوابیه ای بر یادداشت گام های استوار اردوان ایزدپناه برای عبور از طایفه گرایی»
در حالی که در تمام یادداشتهای من حتی یک کلمه درباره نحوه رقابت هم نخواهید یافت چه برسد به ترسیم جنگ انتخاباتی.پس شما این مطلب را در جواب چه کسی و کدام سخن داده اید؟؟؟

گفتن نگین

مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین این پایگاه خبری است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.

ردیه ای بر«جوابیه ای بر یادداشت گام های استوار اردوان ایزدپناه برای عبور از طایفه گرایی»

 

به نام خداوند هستی بخش
جناب محسن احمدی عزیز در ابتدا سلام مرا از جان و دل پذیرا باشید
در وهله ی دوم به حضور میرسانم بر حسب یادداشت شما با عنوان
جوابیه ای * اینجا کلیک کنید…*

بر یادداشت این جانب با عنوان گام های استوار اردوان ایزدپناه برای عبور از طایفه گرایی لازم دیدم نکاتی را برای شما و خوانندگان عزیز ذکر کنم.
اولین چیزی که در یادداشت شما نظر من را به خود جلب کرداین است که جناب عالی از استناد کردن بر نظریه ای دو هزار ساله ایراد گرفته اید و تنها به خاطر قدمتش آن را مردود میدانید.حال سوال اینجاست آیا در فن سیاست و نظریه پردازی علوم انسانی در حوزه ی ادبیات.تاریخ .سیاست و غیره نظریه پردازی و استناد تاریخ مصرف دارد و اگر متعلق به قرون گذشته باشد دیگر نمیتوان به آن استناد کرد؟؟؟
اما باید به حضور شما برسانم واقعیت امر چیز دیگریست زیرا نه در ایران و نه در هیچ کشور دیگری چنین چیزی رایج نیست.به طور مثال از همین ایران خودمان شروع میکنم.کورش بزرگ موسس سلسله ی هخامنشی در سال ۵۳۹ قبل از میلاد بعد از تصرف بابل دستوری داد و فرمان لغو بردگی را صادر کرد و نظریه ی نه به بردگی را در منشور آزادی انعکاس داد.حال با گذشت همان دوهزار و پانصد سال به نظر شما نظریه ی ایشان در باب آزادی ادیان و لغو قانون بردگی به خاطر قدمت بیست و پنج قرنی اش باطل است و نباید به آن استناد کرد؟؟
از سوی دیگر مثال از خارج مرزهای ایران عزیزمان برایتان میاورم .
در قرن هجدهم میلادی انقلابیون فرانسوی با استناد بر افکار و نظریات روشنفکران و آزادی خواهان کشورشان قانون اساسی فرانسه را نوشتند قانونی که تا همین امروز هم دارد اجرا میشود ولی هیچ کسی نمیگوید این قانون اساسی چون طبق نظریه های چند قرن پیش است دیگر باید طردش کرد.
جناب احمدی مگر چه ایرادی دارد نظریه ای چندین هزارساله را برای اجرای مسائل امروز به کار گرفت؟آن هم نظریه ای که به نقد طایفه گرایی و دفاع از عدالت سراسری است.
اما دومین نکته ای که در یادداشت شما به چشم میخورد و هیچ سر سازگاری با نوشته ی بنده ندارد آنجاییست که شما من را متهم میکنید که داشتن پشتوانه ی خانوادگی را از واجبات خصوصیات یک نماینده خوب دانسته ام!!!
در پاسخ باید بگویم جناب احمدی عزیز نباید با کلمات بازی کرد و نباید آنگونه که دلمان میخواهد تفسیرشان کنیم و یا معنی آنها را تغییر دهیم.من به صراحت گفته ام توسیدید آن مورخ بزرگ اعتقاد بر این دارد کسی میتواند سردمدار عبور از طایفه گرایی باشد که خود و اطرافیانش «خانواده و دوستان»در زندگی گذشته و حال سیاسی و اجتماعی خود نام آشنا در وطن دوستی باشند.حال از دیدگاه شما داشتن خصوصیت نام آشنا بودن در وطن دوستی چه ایرادی میتواند داشته باشد؟؟
در حالی که نام آشنا بودن در وطن دوستی از نظر توسیدید یعنی نقطه ی اتحاد و پتانسیل ایجاد اتحاد و فرا طایفه ای بودن شخص مورد نظر.
حال باید این سوال از شما پرسیده شود بر اساس کدام خط مشی نگارشی و بر اساس کدام نظریه سیر نقد نویسی آمده اید و واژه ی «خوش نامی در وطن دوستی خانوادگی »را تفسیر کرده اید و به جایش کلمه ی«پشتوانه خانوادگی »را قرار داده اید؟؟
آیا این کار شما چیزی جز افترا و تحریف سخن دیگران نیست؟
اما متاسفانه شما در ادامه ی یادداشتتان پا را از نقد غیر منصافه فراتر گذاشته اید و حرفهایی را به من نسبت داده اید که حتی یک درصدشان در یادداشت های من وجود ندارد چنان چه گویی انگار خواسته اید جواب مطلب شخص دیگری را داده باشید.در کجای یادداشت من قید شده هیچ مدیر خوبی در کشور وجود ندارد که شما آن را به یادداشت من نسبت داده اید؟؟
یا بر اساس کدام رویه ی نگارشی به خود اجازه داده اید حتی به جای بنده فکر کنید که من شگفت زده شده ام و بعد خودتان جواب این خیال پردازی خودتان را داده اید آن هم از جانب من؟

اما در آخر باید به برداشت سراسر تحریف شما در قبال یادداشت خودم بپردازم که باز هم بدون هیچ دلیلی یا مدرکی مطالبی را به من نسبت داده اید مثل این جمله که گفته اید«شما طوری وانمود کرده اید انگار میان کاندیدهای محترم جنگ در جریان است».!!

در حالی که در تمام یادداشتهای من حتی یک کلمه درباره نحوه رقابت هم نخواهید یافت چه برسد به ترسیم جنگ انتخاباتی.پس شما این مطلب را در جواب چه کسی و کدام سخن داده اید؟؟؟

جناب احمدی بزرگوار به نظر میرسد شما در به اصطلاح جوابیه خودتان نسبت به یادداشت بنده بیش از حد بر نظریه ی بد بینی و حدس و گمان تکیه کرده اید چنانچه حتی به اظهار نظر یک کارمند جز کرجی ساکن یاسوج مشکوک شده اید در حالی که هم در شریعت ما و هم در عرف ما بارها تاکید شده از حدس و گمان و قضاوت کردن دیگران بپرهیزیم و به آنها نسبت دروغ گفتن ندهیم .

ازسوی دیگر در حالی که بنده تنها خود را به عنوان یک دانشجو و نه نماینده ی دانشجویان معرفی کردم شما باز هم پارا فراتر از قضاوت قبلی گذاشتید و از جانب تمام دانشجویان حرف مرا سرزنش کردید و نظر شخصی خودتان را که سرشار از تناقض و تفسیر به رای بوده به همگان نسبت دادید .

(حال قضاوت با خود شما مخاطبان عزیز)

“حامد بهشتی”
دی ماه ۱۳۹۸

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۱
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

افشین سه‌شنبه , 31 دسامبر 2019 - 9:43

جناب آقای بهشتی دوست عزیز دانشجو محترم مطالب قبلی شما و نقد آقای احمدی را خوانده ام و اکنون این جوابیه شما مطالعه شد .دوست عزیز حرکت شما در قالب دانشجو بسیار با ارزش و قابل احترام هست اما دیدگاه شما با توجه به گفته های شما منشاء از القاء گفتار دیگران برای تزریق فرد مورد نظر به عموم دارد .دوست عزیز بویر احمد اینکه بزرگ نیست که شخصی با پیشینه خوب خانوادگی و سابقه مدیریتی درخشان جناب ایزدپناه را نتواند بداند .و قطعا هدف شما و عوامل شناساندن ایشان نیست بلکه تحمیل تصمیم خودسرانه و خودخواهانه آقایان خا..س.. میباشد.که هدفی جزء دور دانه بودن خویش و همه تحت امر خویش داشتن نداشته و ندارند .ضمن حفظ احترام و ادب خاصه به جناب ایزدپناه ایشان عایا از مناطق زیلایی و لوداب حتی پاتاوه ونزدیک تر میدانند چ کمبودهای دارند و چ باید کرد .ویا اصلا همین سی سخت که نام و آوازه اش از نظر فرهنگ و دانش زبان زد هست که متاسفانه در بیشتر نوشتار از جانب هواداران جناب ایزدپناه ایشان را کاندید بویراحمد نام میبرند و خود جای تامل دارد .این تصمیم چیزی جز بیراه نیست و هدفی جزء نیست کردن چپ و اصلاح طلب ندارد که که تنها فقط یک نام ماند و آن هم فقط سید باقر موسوی .ایشان به خاطر تک ستاره کردن خویش حاضر هستند در هر دوره ای تاکتیک تازه ای بکار برند که فقط خود نامش ماندگار گردد ودیگران دنباله رو .دور قبل فرمودند بد از بدتر بهتر است اما این دور که دیگر آقا بده با پرش جسورانه گام بزرگتری برداشته .این دور به بهانه عدم طایفه گرایی و ازین حرفا تاکتیک تازه ای جهت تک حرف بودن خویش عنوان دارند .البته همگان حرکت تک روی ایشان در جاده شیراز را به خوبی یاد دارند چ فانتزی قشنگی بود .ایشان حلقه اول یاران خویش را که انگشت شمارند کنار بزنند میبینند که لشکری نمانده همان لشکری که روزگاری در ورزشگاه تختی یاسوج ضبط صوت بر دوش میگذاشتند که صحبتهای زلال و صادقانه سید دلبر خود را برای لحظه های دلتنگی داشته باشند .کو .کجا رفت آن زلالی و صداقت .زمان زیادی نیست که کسان فراموش کنند که چگونه رها شدند و اسیر تصمیم گیری تک نفره شدند .البته ملت عاقل شدند و خوب و بد را تشخیص میدهند .در پایان لازم به ذکر هست که حرکت من آنم که رستم بود پهلوان نمیشود .مشک آن است که خود ببوید ….
سپاس.